معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

496

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

مىترسيدى ايمن گشتى و به عافيت طريق عصمت مسلوك داشتى ، چنان كه در خبر است « لو سئل العافية و لم يسأل السّجن لاعطى » و ليكن چون اختيار بلا كرد ، لا جرم از وى در آن بلا صدق خواستند و در محنت وى فزودند . در تورية موسى ( ع ) آمده است : كه يا موسى خواهى كه در جنّة المأوى درجات عالى بينى و بمقام مقرّبان فرود آئى ، از خود بازرسته و بدوست لم يزل پيوسته ، مراد خود را فداى مراد ازلى ما كن ، و اختيار خود در باقى كن ، بنده را با اختيار چه كار ، اختيار اختيار ماست « 1 » « وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ » « 2 » . روزى شبلى قدّس سرّه مىگفت اگر مخيّرم گردانند ميان بهشت و دوزخ من دوزخ اختيار كنم زيرا كه در بهشت مراد من است و در دوزخ مراد او ، سخن او را با شيخ جنيد قدّس اللّه تعالى روحه عرض كردند فرمود « يتصبّى الشّبلى » كودكى مىكند شبلى بنده را به اختيار چه كار . للشيخ رومى قدّس سرّه اى برده اختيارم تو اختيار مائى * من شاخ زعفرانم تو لاله‌زار مائى گفتم غمت مرا كشت گفتا چه زهره دارد * غم آن قدر نداند كآخر تو يار مائى گفتم چو چرخ گردون و اللّه بىقرارم * گفت از چه بىقرارى تو بىقرار مائى « 3 » لطيفهء شريفه - آورده‌اند : كه چون يوسف را به زندان آوردند پيغام چنين رسانيدند . كه ملكه گفته است كه وى را به عقوبت تمام بغلّ و بند مغلول و مقيّد ساخته ، در چاه

--> ( 1 ) - ح : اختيار ما راست . ( 2 ) - ح : لهم الخيرة . ( 3 ) - نى بىقرار مائى .